Resurrection-دست نوشته های فرهود و فرید شهنی منصوری درباره همه چیز
دسته بندیها
آرشیو ماهیانه
- مرداد ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهریور ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۵
- تیر ۱۳۸۵
- خرداد ۱۳۸۵
- اردیبهشت ۱۳۸۵
- فروردین ۱۳۸۵
- اسفند ۱۳۸۴
- بهمن ۱۳۸۴
- دی ۱۳۸۴
- آذر ۱۳۸۴
- آبان ۱۳۸۴
دوستان
- فارستک
- سایت رسمی شهرستان مسجد سلیمان
- ایزا سرور
- ترجمه اخبار ترکیه
- تک کرک
- حاجی در سرزمین عجایب
- وبلاگ خلیل جوادی
- سایت مسجد سلیمان شهر من
- اولین و آخرین وبلاگم در پرشین بلاگ
- حامد هاکان فنر
- آوین دات کام
- سایت گروه فانوس
- 3D پارسه
- مجله قافله بختیاری
- ایتالیا و زبان ایتالیایی
- سیب گاز زده
- 3v3w
- مانیکس
- اوپیوم
- سارگلین
- اسکلیسم
- جرقه های ذهن
- تلخ توشته ها
ابر تگ
همیشه عاشقش بودم…همیشه دوست داشتمش….همیشه وقتی به آهنگاش گوش میدادم بغض میکردم…همیشه وقتی ایران میگفت اونی که یک ذره دلش برای این کلمه هم نمیجوشه هم دلش میجوشید و قل قل میکرد…وقتی میگفت یه حزنی همراه با عشق تو صداش بود
ایران الان کجا و اون ایرانی که اون دوست داشت ایران باشه کجا…..
دارم از عشقم محمد نوری میگم کسی که اگر آهنگاش رو گوش داده باشید میفهمین چه دغدغهای برای ایران و ایرانی داشت…کسی که یه عمر زندگی با شرافت داشت…کسی که زیر بار هیچ چیز و هیچ کس برای تولید حتی یک اثرش هم نرفت…کسی که هرچی خوند برای علایقش و افکارش و از همه مهمتر برای ایرانش خوند..
خیلی دوست داشتم برای مراسم تدفینش برم..ولی نشد…نمیدونم خاک ارزشش چقدر باید باشه تا همچین کسی رو در سینه خودش نگه داره…کسی که یک عمر سروده هاش رو برای همین خاک خوند و آخر در گوشه ای از خاک وطنش آروم گرفت ….
شرمنده بعد از n روز از ولنتاین پست میدم….
مسافرت بودم و هزار عذر بی بهانه….امسال نیز چون n سال پیش بدون ذره ای عشق گذشت…بجز به ۲ یا سه نفر که اونم خاله و فامیل درجه یک بودن اس ام اس بیشتر ندادم که ۲ تاشم نرسید….خداوند توففیقتون بده…..
مرده شور هرچی عشق اینطوری از این نوع رو ببرن….
باز هم مثل سالهای گذشته آرزوی عشق های پایدار و از ته قلب رو برای همه دارم چیزی که نصیب خودم نشد…..همدیگه رو دوست داشت باشید با چشمانی باز و قلبی سرشار از محبت
چیزی نوشتم….بعد حذفش کردم…دیدم این نوشته و اون کسی که منظورم تو این نوشته با اونه بی ارزش تر از اونیه که بخوام حتی سطری رو دربارش بنویسم….
امروز کسی حرف گرونی بهم زد….گفت من با این سن و سال و غیره…ولی تو با این سن و سال و غیره….نمیخوام وارد جزئیات بشم….خلاصه هنوز که هنوزه دارم بهش فکر میکنم و میبینم واقعا حق با اون بوده….
نمیدونم برم خودم رو چیکار کنم…..
وای از این شیدا دل من
مست و بیپروا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من
لاله تنها دل من
داغ حسرتها دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من
خاکستر پروانه منم
خون دل پیمانه منم
چون شور ترانه تویی
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم
رسوای زمانه منم