Resurrection – رستاخیز

دست نوشته های فرید و فرهود شهنی منصوری درباره همه چیز

khorkhay louis Borkhes…

سه شنبه
اردیبهشت ۲۶,۱۳۹۱

پای هر خداحافظی، محکم باش


کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر؛ و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند. کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری….

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد می گیری که می توانی تحمل کنی که محکم باشی، پای هر خداحافظی یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی.

خورخه لوییس بورخس

Mothers Day….!

شنبه
اردیبهشت ۲۳,۱۳۹۱

روز مادر به همه مادران و زنان مبارک…

 

نمیدونم آیا واژه ها میتونن دین و حق خودشون رو نسبت به چیزهایی که بهشون نسبت داده میشه ادا کنند یا نه…..
و نمیدونم که آیا محبت و مهری بالاتر از مهر مادر که همون مهر خداست در دل مادر وجود داره یا نه…..
و نمیدونم که آیا ارزشی هست که بتونه یکی از با ارزش ترین زاده های خدا رو توضیح بده یا نه….
ولی یه چیز رو خوب میدونم…..

که هیچ واژه ای و محبتی و ارزشی به اندازه نام مادر تقدس و پاکی نداره…..

روز زن و روز مادر به تمامی عزیزانی که مادر شدند و عزیزانی که در شرف مادر شدن هستن و عزیزانی که در آینده مادر میشن تبریک عرض میکنم و برای همه عزیزان آرزوی طول عمر و سلامتی از درگاه خدا دارم.


Homayra…@Mahtab Eshgh….

چهارشنبه
اردیبهشت ۲۰,۱۳۹۱

آهنگ زیبایی از حمیرای عزیز رو انتخاب کردم….

با این آهنگ چقدر سعی کردم خاطره داشته باشم…که نشد…….. :) ….یکی از دلایل اینجا نوشتنم همین که گاهی فقط خودم متوجه میشم که چی مینویسم…..

گوش دادن به این آهنگ لذتی داره….و غمی جانکاه……..

آهنگ ها بیشتر از این جنبه برای ما خاطره انگیز هستن که یاد آور خیلی از جذابیت ها و چرخش ها و لذت های زندگی ما هستن……..

برای این که ما خیلی از اونها رو حفظ میکنیم و پس از گذشت سالیان سال باز هم در ذهن و خاطرات ما هستن….

چون یادآور و بیاد آوردنده یاد و خاطر عزیزی و یا عزیزانی و یا هر چیزی هستند که ما دلبستگی و تعلقی بهش داشتیم و داریم……….

لحظه ی خدافظی به سینه ام فشردمت 

اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت

دل من راضی نبود به این جدایی نازنین

عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت

گفتی به من غصه نخورمی رم و بر میگردم 

همسفر پرستو ها میشم و بر میگردم 

گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی

گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم

عزیز رفته سفر کی برمیگردی

چشمونم مونده به در کی برمیگردی
Read the rest of this entry »

Sea….

  • Filed under: شب نوشت
جمعه
اردیبهشت ۱۵,۱۳۹۱

خیلی وفتا دوست دارم بنویسم…
از همه چیز همه کس….

گاهی سوژه ها به ذهنم خطور میکنند و گاهی فرار میکنند…..
گاهی از تشویش خشتی میزنم و گاهی از آرامش شعری مینویسم……

گاهی به یاد کسی هستم و گاهی هیچ کس در ذهنم نیست…..
شاید این خاصیت آدم بودن……

********************
فکر ۲ تا بال داره……..نشستی ۱ جا ولی فکرت مرزهای خیال رو در مینورده………..
********************
گاهی به جنون میبره و گاهی به ساحل آرامش……
خیلی وقتها دوست دارم بنویسم…بدون هیچ بهانه ای برای نوشتن..

گاهی باید پارو نزد …وا داد…..
گاهی باید دل رو به دریا داد………

نوشته ام در گروه عشق

 

یکشنبه
اردیبهشت ۳,۱۳۹۱

عکس: شیر سنگی – این شبران سنگی بر مزار بزرگان و شهیدان و کسانی که در راه قوم تلاش فراوان کردند قرار میگیره.نمادی از نترسی..شهامت و دلیری….یعنی الفبای بختیاری……

در فرهنگ من و در الفبای موسیقیایی قوم من به هر چیزی که زاده غم باشه و غم و دلیری و شجاعت و جوانمردی و شهادت و مرگ رو منتقل کنه بهش گاگریو میگن.

گاگریو هارو زنان محلی بر سر مزار بزرگ مردان ایل و جوانان و خردسالان و بی بی های ایل میخونن که مرثیه ای برای از دست دادن عزیزان و مویه کردن از روزگار و عوامل خارجی و داخلی ….

گاگریو ,  فرهنگی در قوم من که ریشه در  اصالت  تاریخی قوم من داره…تاریخی نانبشه….

تاریخی که سراسر با معنی و مفهوم سر و  کار داره……

در زیر گاگریوی به زبان بختیاری قرا میدم که حاصل صدای پر توان برادر خوبم صادق امامی شهنی.

کسی که اسم و رسمی در بختیاری و ۷ و ۴ داره……

کسی که وقتی این گاگریو رو میخونه چه برای کسی که بختیاری باشه و چه نباشه و چه متوجه کلام بشه یا نشه دنیایی از اشک و غم رو یاد آوری میکنه….

بیاد تمام ابر مردان و ابر زنان قومم…بیاد غریبی و غربت قومم بختیاری

مو غریوای ولاتم که ندارم ره و جایی

من غریب این ولات (سرزمین – دیار) هستم که راه به جایی ندارم

هر چه امداد از ینم نیرسه صدام و جایی

هر چی هم بانک کمک و یاری میزنم , صدام به جایی نمبرسه

آسمان اوری گرد ولات تنگ کرد

آسمان ابر گرفت….ولات (سرزمین – جایگاه  یک بختیاری) خیس کرد

Read the rest of this entry »