Resurrection-دست نوشته های فرهود و فرید شهنی منصوری درباره همه چیز
دسته بندیها
آرشیو ماهیانه
- مرداد ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهریور ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۵
- تیر ۱۳۸۵
- خرداد ۱۳۸۵
- اردیبهشت ۱۳۸۵
- فروردین ۱۳۸۵
- اسفند ۱۳۸۴
- بهمن ۱۳۸۴
- دی ۱۳۸۴
- آذر ۱۳۸۴
- آبان ۱۳۸۴
دوستان
- فارستک
- سایت رسمی شهرستان مسجد سلیمان
- ایزا سرور
- ترجمه اخبار ترکیه
- تک کرک
- حاجی در سرزمین عجایب
- وبلاگ خلیل جوادی
- سایت مسجد سلیمان شهر من
- اولین و آخرین وبلاگم در پرشین بلاگ
- حامد هاکان فنر
- آوین دات کام
- سایت گروه فانوس
- 3D پارسه
- مجله قافله بختیاری
- ایتالیا و زبان ایتالیایی
- سیب گاز زده
- 3v3w
- مانیکس
- اوپیوم
- سارگلین
- اسکلیسم
- جرقه های ذهن
- تلخ توشته ها
ابر تگ
من از لیلی شنیدم یا علی گفت
به مجنون چون رسیدم او هم یا علی گفت
یقین پروردگار آفرینش
به موجودات عالم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمیشد
گمانم ابن ملجم هم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده میشد
به نام حق
و کلمه چه بزرگ بود در کلام او و چه کوچک شد آن زمان که میخواستم از او بگویم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بیدلی را ، ساختن خانه ای در دل.
و این دل بینهایت، چه جای کوچکی بود برای دل بیتابش.
امروز سالروز تولد سهراب سپهری.شاعری که بعد از مرگش شناخته شد.تو این مملکت مرده پرور همه بعد از مردنشون که مشهور میشن.هی……
این شعرو تو کامنت های سایتش هم نوشتم.این خیلی به حالت سهراب نزدیک:
با همه عاشقی و رندی و بی باکی ما
شبنم صبح خجل میشود از پاکی ما
خاطرم گردد تعلق نپذیرد گویی
در دل آب نشسته است تن خاکی ما
سرزده ز خانه او شاخه گلی گل ز نسترن
بر بالای دیواری از آشیان من
با زبان بی زبانی از نگار من دارد گفتگو
گاه از رویش گاه از مویش گوید مو به
مو آن شاخه گل مرا چون آورد مژده ها
در این عشق سوزان کار دل را بینم آسان
آه ای گل نسترن ای نازنین یار من
گاه از عشقم با او با زبان گلها
بگو شاید گلی از باغ آرزو
سر بر کشد و بینم رخ او

هر کی تو ایران زندگی کنه تقریبا نه بلکه حتما محمد نوری رو میشناسه.همونی که وقتی تو این مملکت بی حساب کتاب یه خبری میشه آهنگاش از تلویزیون پخش میشه!همونی که تا قبلش تره هم براش خورد نمیکردن هی تا انتخاباتی چیزی میشه آهنگاش رو پخش میکنن….
هی ….از که نالیم ,از ما نبوده که براونهاست …..ماهم نه سرش بودیم نه تهش……هی……
ولی یه آهنگشو که پخش میکنه حتی اگه یه میلیون دفه هم گوشش داده باشی باز کیف میکنی باز حرص ورت میداره بازم کوشش بدی اون آهنگ آهنگی نیست جزچی؟.آهنگی که هر کسی هم که یه ذره مشکل با ایران داشته باشه چون اسم وطنش میاد جلو همه چیز یادش میره و همه میشن یکی.برا همینه مدام وقت انتخابات پخشش میکنه که همه بشن یکی رای بدن بعدشم وللش…….هی…….
به این میگن چی داش؟سو استفاده ابزاری از یه هنر و یه هنر مند…….هی…………
مثل فرهاد خدا بیامرز که تا زنده بود که هیچ کدوم از آهنگاش رو پخش نکردن همینکه سرش رو گذاشتو مرد,و سال پیامبر اعظم رسید همه حضرات یادشون افتاد اه فرهاد بیچاره یه آهنگ پیامبریم داشتا.هی فرتو فرت از تی وی پخشش کردن..هی….
به زیر پافِتَدان دلی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد
در روح و جان من می مانی ای وطن
به زیر پافِتَدان دلی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد
ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من تو بمان ، در دل و جان
ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تو راج خزان ، جور زمان
ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
سبزی سر چمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، به پرچمت نشسته
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن
بمان که تا ابد هستیم ، به هستی تو بسته
ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من تو بمان ، در دل و جان
ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تو راج خزان ، جور زمان
ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
در روح و جان من می مانی ای وطن
به زیر پافِتَدان دلی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد
خلق الله تا میتونید دروغ بگید.دروغ سرچشمه زندگی سالم.از کسی که دروغ نمیگه پرهیز کنید.اساس زندگی دروغ.وقتی حقیقت هیچ گهی نمیخوره چی بهترین راه چارس؟د ر و غ
وقتی میای با گفتن حقیقت ثابت کنی آره توهم بله هیچ توفیقی نداره بلکه باعث گند زدن بهتم میشه پس چرا راست باید گفت؟خدایی؟