Resurrection-دست نوشته های فرهود و فرید شهنی منصوری درباره همه چیز
دسته بندیها
آرشیو ماهیانه
- مرداد ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهریور ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۵
- تیر ۱۳۸۵
- خرداد ۱۳۸۵
- اردیبهشت ۱۳۸۵
- فروردین ۱۳۸۵
- اسفند ۱۳۸۴
- بهمن ۱۳۸۴
- دی ۱۳۸۴
- آذر ۱۳۸۴
- آبان ۱۳۸۴
دوستان
- فارستک
- سایت رسمی شهرستان مسجد سلیمان
- ایزا سرور
- ترجمه اخبار ترکیه
- تک کرک
- حاجی در سرزمین عجایب
- وبلاگ خلیل جوادی
- سایت مسجد سلیمان شهر من
- اولین و آخرین وبلاگم در پرشین بلاگ
- حامد هاکان فنر
- آوین دات کام
- سایت گروه فانوس
- 3D پارسه
- مجله قافله بختیاری
- ایتالیا و زبان ایتالیایی
- سیب گاز زده
- 3v3w
- مانیکس
- اوپیوم
- سارگلین
- اسکلیسم
- جرقه های ذهن
- تلخ توشته ها
ابر تگ
خواننده: هایده
آلبوم: سوگند
ترانه: قلبم گرفت
یه جایگه قبله حاجات بود
یه جایگه جای مناجات بود
صد جا دیگه جای دار مکافات بود
صد جا دیگه جای مجازات بود
قلبم گرفت ای نازنین
نفس دیگه نفس نیست
آه این زمین و سرزمین
واسم به جز قفس نیست
تا کی بگم آه ای خدا
مگه دل درد آشنام
هر چی کشیده بس نیست
رنجی که دیده بس نیست
یه جایگه قبله حاجات بود
یه جایگه جای مناجات بود
صد جا دیگه جای دار مکافات بود
صد جا دیگه جای مجازات بود
قلبم گرفت ای نازنین
نفس دیگه نفس نیست
آه این زمین و سرزمین
واسم به جز قفس نیست
تو ای عزیزترین کسم
پشت و پناه من باش
یه تکیه گاه مهربون
رفیق راه من باش
یه جایگه قبله حاجات بود
یه جایگه جای مناجات بود
صد جا دیگه جای دار مکافات بود
صد جا دیگه جای مجازات بود
قلبم گرفت ای نازنین
نفس دیگه نفس نیست
آه این زمین و سرزمین
واسم به جز قفس نیست
تا کی بگم آه ای خدا
مگه دل درد آشنام
هر چی کشیده بس نیست
رنجی که دیده بس نیست
قلبم گرفت …
عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من
شب هجران نکند قصد دل آزاری من
روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تو نبودی که بیایی به خریداری من
برگ پاییزیم و خسته دل از باد خزان
باغبان نیز نیامد پی دلداری من
اشک گرم و غم عشق آمد و جانا چه کنم
گر به فردا نرسد این شب بیداری من
من و دیوانگی و مهر و وفا یار شدیم
تا تو باشی و من و عشق و وفاداری من
عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من
قصه عشق شود قصه بیماری من