Resurrection-دست نوشته های فرهود و فرید شهنی منصوری درباره همه چیز

Yalda’s Night!..
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷

امشب شب یلداست….
شبی بلند در طول سال….
شبی که خیلی هارو درو هم جمع میکنه….
شبی که خیلی ها از گذشته و حال و همنطور که رو به آینده پیش میریم خاطره ها از اون دارن…
پس:
همه عمرتون مثل شب یلدا باشه….
همیشه دور هم باشین و جمعتون جمع باشه….
و همیشه با امید به آینده زندگی کنید….
با آرزوی بهترینها….فرهود و فرید

نوشته شده توسط فرهود شهنی منصوری نظرات بدون نظر » مربوط به رویدادها

این مطلب رو میگذارم چون از همه اش و قسمتی از اون به خصوص خوشم اومد که با رنگ قرمز مشخصش میکنم که شما هم اگر دوست داشتید بخونید:

امروز ۱۰ دی ، روز تولد ناصر عبداللهی است . امروز ، مانند ۲ پستی که درباره ی ِ بزرگداشت بابک بیات و واروژان نوشتم ، درباره ی ِ مراسمی می نویسم که در ۲۷ آذر ماه ، دو روز قبل از اولین سالگرد پرواز ناصریا ، در فرهنگسرای هنر ، برگزار شد .

مراسم در حالی برگزار می شد که بسیاری از دوستداران ناصریا ، به دلیل پر شدن سالن ، ایستاده مراسم را ، دنبال می کردند . در این مراسم علاوه بر خانواده ی ناصریا ، محمد علی بهمنی ، اهورا ایمان ، دکتر سریر ، فرمان فتحعلیان و مهرداد شهسوارزاده نیز حضور داشتند . در ابتدا سید عباس سجادی ، رییس موسسه ی نغمه ی شهر که وابسته به شهرداری تهران است ، کمی درباره یِ ناصریا صحبت کرد و گفت ، لازمه یِ جهانی شدن شناخت و احترام گذاشتن به فرهنگ بومی است و ناصر عبداللهی ، اینگونه بود و با حفظ فرهنگ و هویت بومی خود ، توانست صدایی جدید و پرطرفدار در موسیقی ایران شود .

سپس دکتر سریر ، چند دقیقه ای درباره یِ ناصریا صحبت کرد و به دو نکته اشاره کرد ، یکی لحن حماسی ترانه های ناصریا که حتی در ترانه های عاشقانه او نیز به گوش می رسد و دیگر اینکه ناصریا برای رسین به محبوبیت ، سالهای زیادی تلاش کرده بود و اینگونه نبود که یک شبه به این جایگاه برسد .

سخنران بعدی اهورا ایمان بود که مهمترین بخش حرفهای او اعلام این مطلب بود که همانند بابک بیات ، ناصریا هم ترانه های منتشر نشده ی زیادی بعد از خود به جا گذاشته است ، و اهورا از خانواده ی ناصریا درخواست کرد که به دنبال منتشر کردن این ترانه ها باشند . او سپس یکی از غزلهای خود را برای حاضران ، خواند .

بعد از اهورا ، مهرداد شهسوارزاده ، روی صحنه آمد و ترانه یِ دریا را اجرا کرد و دلیل انتخاب این ترانه برای اجرا در آن شب را ، علاقه یِ ناصریا به این ترانه عنوان کرد و اینکه ناصریا ، قصد داشته تا این ترانه را به شیوه یِ جنوبی از نو تنظیم و اجرا کند که متاسفانه مهلتی برای این کار پیدا نکرد . اما مهرداد شهسوارزاده ، از دوستی طولانی بابک بیات با ناصریا گفت از اینکه ، ناصریا وقتی در سال ۷۵ به تهران آمد برای آشنایی بیشتر با موسیقی ، به سراغ استاد بابک بیات رفت و از آن سال ، آن دو با هم رفاقت داشتند و بابک بیات هم به ناصریا و کارهای علاقه یِ زیادی داشت . سپس ترانه ای با خوانندگی مشترک مهرداد شهسوار زاده و ناصریا پخش شد .

ترانه ی تیتراژ سریال خاکستر و باد (اجرا شده در سال ۸۲)

اما بعد از پخش این ترانه ، کلیپ ترانه ی معروف (دل من یه روز به دریا زد و رفت ) در حالی پخش شد که ، در بین تصاویرکلیپ ، مراسم خاکسپاری ناصریا هم مونتاژ شده بود . پخش این کلیپ ، فضای جلسه را غمگین تر کرد و چشم بسیاری از حاضران ، پر از اشک شد .

بعد از پخش این کلیپ ، فرمان فتحعلیان در حالی به روی صحنه آمد که از شدت بغض و گریه ، توان حرف زدن نداشت ، او گفت که هر انسانی به بهانه ای به دنیا می آید و برای رسیدن به آن هدف باید ، جسم خود را درک کند و ناصریا ، به هدف و بهانه خود رسید و این از سیل جمعیتی که به نوعی عاشورایی دیگر را در مراسم خاکسپاری او به راه انداختند ، مشخص می شود . او سپس خاطره ی سفر مشترکی با ناصریا را بیان کرد و شعری را خواند که ناصریا در مورد آن شعر گفته بود چه شعر عجیبی ! فرمان فتحعلیان گفت این شعر را اینجا دوباره می خوانم تا ناصر ، دوباره بگوید چه شعر عجیبی !( ای دریغا در جهان یک دیده یِ بیدار نیست / تا ببیند در مکان لامکان جز یار ، نیست / هست ، اما در جهان یک عاشق سرشار نیست / هر که می گوید منم ، او واقف اسرار نیست / زانکه صاحب ادعا را در حقیقت یار نیست / ذات یک ذات و صفات افزون بود از صد هزار / نور یک نور است اما جلوه ی او بی شمار / هست در هر ذره ای ظاهر حضور کردگار / چشم دل بگشا و بنگر قدرت پروردگار / هست ظاهر ، هیچکس را قابل دیدار نیست ) فرمان فتحعلیان با خواندن شعری دیگر در حالی که باز از شدت گریه نمی توانست چیزی بگوید از صحنه خارج شد .( شکر یزدان را که سرگرم از ولای حیدرم / در طریقت ، صاحب دیهیم و تخت و افسرم / خاک شد در آستان پیر می خواران ، سرم / شد علی ِ ذوالعلا ، در بینوایی رهبرم / جز علی ِ ذوالعلا با دیگریم ، اقرار نیست )

سخنران بعدی محمدعلی بهمنی بود ، او از شعر شناسی ناصریا گفت از انسانیت او و بعد هم چند غزل خود را که همه به صدای ناصریا ، می شناسیم ، خواند . سپس ، بهروز رضوی به روی صحنه آمد و گفت که همیشه در چنین جمعهایی می گوید که ، هنرمند مظلوم است اما در اینجا باید گفت که ناصر عبداللهی علاوه بر مظلوم بودن ، جوانمرگ هم شد .او سپس به خواندن ۳ غزل که با صدای ناصریا ترانه شدند ، پرداخت و به مناسبت سالگرد ناصریا از حسین منزوی هم  ، غزلی خواند .

نوید فرزند ارشد ناصریا و سپس نامی فرزند دیگر او ، روی صحنه آمدند و از حضور طرفداران ناصریا ، تشکر کردند . در انتهای مراسم ، سینا علیمرادی روی صحنه آمد و دو ترانه یِ منتشر نشده از ناصریا را اجرا کرد .

دو ترانه ی ِ منتشر نشده از ناصر عبداللهی

اما بعد از مراسم ، پارچه نوشته ای روی دیوار فرهنگسرا ، با این مضمون که سالگرد عروج پیرو راستین علی(ع) را تسلیت می گوِِییم ، مرگ مشکوک ناصریا را به یاد من آورد ، مرگی که معلوم نشد چرا و چگونه رخ داد (فقط به یکی از چندین سایتی که سال قبل به این موضوع پرداختند نگاه کنید) به یاد آوردن این مطلب و جوانی و محبوبیت ناصریا ، تیتر این پست را به ذهنم آورد . روحش شاد .

لینک از عشق است

نوشته شده توسط فرهود شهنی منصوری نظرات بدون نظر » مربوط به رویدادها
Yalda’s Night!..
آذر ۲۹م, ۱۳۸۷

شب یلدا یا «شب چله» شب اول زمستان و درازترین شب سال است. و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد. این بود که ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد،همان که در زبان انگلیسی “day”خوانده میشود.

یلدا و جشنهای مربوطه که در این شب برگزار می شود،یک سنت باستانی است.یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند.یلدا روز تولد میترا یا مهر است.این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.

نور،روز و روشنایی خورشید،نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب ،تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند.روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود درحالی که روزهای کوتاه تر نشانه ای از غلبه تاریکی.
برای در امان بودن از خطر اهریمن،در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند.

آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص ، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.

بر گرفته از کتابهای
” دیدی نو از آیینی کهن ” نوشته دکتر فرهنگ مهر
“گاهشماری و جشنهای ایران باستان” نوشته هاشم رازی

لینک از هنر سمنان

نوشته شده توسط فرهود شهنی منصوری نظرات بدون نظر » مربوط به رویدادها
Thats The Reason!…
آذر ۲۹م, ۱۳۸۷

جملاتی چند از عارفان :

هر چه بحران بیشتر شود تو باید آرامتر شوی این شرط کامیابی در همه شرایط سخت است طاقت بیار طاقت بیار لحظه های تسلیم لحظه های فرودند هر جا هر کسی و در هر زمان و دوره ایی که باشی بایست و محکم باش نه دل به دنیا ببندید نه به مردم هر دو از بین می روند تنها جایی که مردمان آنجا هیچ مشکلی ندارند گورستان است پس باید شکر خدا کنیم که زنده ایم و مشکل داریم ای هیچ ز بهر هیچ بر هیچ مپیچ…….

لینک از نوشته ها

نوشته شده توسط فرهود شهنی منصوری نظرات بدون نظر » مربوط به شعر و ادبیات
Bakhtiary-i Names!…
آذر ۲۹م, ۱۳۸۷

همونطور که میدونید اسم یا همان نام چیزیه که برای آدمها تا آخر عمر میمونه و هیچ وقت از یاد برده نمیشه…

از این رو میخوام برخی از اسمهای بختیاری رو در زیر بزارم :

الف

همراه من   Abam  آبام
افق.تیغه کوه Aro آر
مجرب,کاردان Arofte آرفته
آرزو   Armun آرمون
آرزو  Armon آرمن
آرامش وآسایش   Aromi آرمی
آرزو Armin آرمین
آهنگ,ناله Areng آرنگ
سالم و تندرست  Aza آزا
سالم وتندرست Azad آزاد
فقیر Az آژ
صخره پلکانی Aston  آستون
شاهین Asho آشو
کوهی در شمال مسجدسلیمان Ala آلا
بهانه Alan آلان
گرفتار,مبتلا Alende آلنده
نامی رایج Achera آچرا
منطقه و طایفه ای بختیاری Arpena آرپنا
الاسوند,طایفه ای بختیاری Alas الاس
نوعی سرو که چون به پیری رسید,خودسوزی کرده می میرد,نام دیگر آن اوول و ابل است Ahul اهول
ویلون , سرگردان ,گوشه ای محزون از آوازهای بختیاری  Alun آلون
حمله وهجوم Horesht هورشت

بغض در صورتی که باید گفت اراز بخونیم یعنی گاگریو بکنیم Araz اراز
خوار کردن Zar زار
آزمایش کننده Ezmai ازمائی
شکرگذار    Esgar اشکار
شنوا.شنیدن Ashneh اشنه
شتاب  Eshtav اشتاو
صخره   Altash  التاش
نام شعرو آهنگی معروف ,عاشق یا معشوقی خیالی Alman المان
عقاب Alav الو
قومی باستانی در بختیاری می زیستند Elima الیما
افسون.دعا Avsin اوسین
یاد.خیال :در صورتی که باید گفت یادس   Iyas ایاس
ما ,ماها Ima ایما
خودمانی,از ما :درصورتی که باید گفت خومونی Imani ایمانی
زرده :زردکوه:بختیاری;هفت ستیغ دارد که به هفت تنان مشهر است که بلندترین آن ایلوگ:ایلبگ;ایلخان :نام دیگر این قله تیز است iLvag ایلوگ
منطقه ایی در جنوب بختیاری Armand ارمند

با تشکر از سایت ستین لر
نوشته شده توسط فرهود شهنی منصوری نظرات بدون نظر » مربوط به بدرد بخور